کد مطلب: 8146
 
پرونده ويژه کوي گلستان-۳۱/ گفتگو با دکتر سياوش پور، رئيس دانشکده معماري دانشگاه حکيم:
داريم وقت کشي مي‌کنيم/چرا مسئولان جلو کوي گلستان‌های جديد را نمي گيرند؟/ اميدواريم مسئولان به داد مردم کوي گلستان برسند
يکشنبه ۲۹ تير ۱۳۹۳ ساعت ۰۴:۰۱
۵
 
داريم وقت کشي مي‌کنيم/چرا مسئولان جلو کوي گلستان‌های جديد را نمي گيرند؟/ اميدواريم مسئولان به داد مردم کوي گلستان برسند
 
اشاره: دکتر بهرام سياوش پور را در دفترش در دانشکده معماري و شهرسازي دانشگاه حکيم سبزواري پيدا کرديم. اين که مي گوييم "دکتر" اصرار خودش است، تاکيد مي کند حتما "دکتر" را بياوريم. او حالا رئيس دانشکده است اما زماني نيز شهردار سبزوار بوده و کار اجرايي کرده است. او هم چنين در دوره حسين مقصودي، به عضو هيئت مديره سازمان نوسازي شهرداري درآمد اما بعد و با رفتن او استعفاء داد. مي خواستيم ببينيم کسي که هم کار اجرايي کرده و هم کار دانشگاهي دارد نظرش درباره کوي گلستان يکي از مهم ترين اولويت هاي سبزوار چيست؟ مي خواستيم ببينيم در چهار سالي که خودش شهردار بوده آيا کاري براي بازسازي کوي گلستان کرده است؟ مي خواستيم ببينيم الان ارتباطش با کوي گلستان چگونه است؟ مي خواستيم ببينيم آيا دانشکده معماري و شهرسازي کاري براي کوي گلستان کاري کرده است و اصلا ارتباطي با کوي دارد؟

ما همه اين سوالات را از او پرسيديم و او پاسخ داد. هر چند آخر مصاحبه وقتي ازش پرسيديم آخرين باري که به کوي گلستان رفته کی بوده است؟ مکث کرد، يادش نبود کي آخرين بار به آنجا رفته است. و هر چند براي بازسازي کوي بر ارتباط و تعامل نزديک با مردم آنجا تاکيد مي کند اما شايد چندين سال است که اصلا به کوي گلستان نرفته است. شايد چون آقاي دکتر، استاد پروازي است و چنان که خودش گفت هفته اي سه روز بيشتر در دانشکده نيست زياد وقت نمي کند به کوي گلستان برود. البته اخيرا هم دکتر سياوش پور با حکم شهردار رئيس کارگروه تخصصي معماري و شهرسازي شده است. به هر حال آنچه مي خوانيد حاصل گفتگوي ما با دکتر سياوش پور است:

- آقاي دکتر، جداي از اين که شما قبلا چهار سال شهردار سبزوار بوديد، از کي با کوي گلستان آشنا شديد و در جريان وضع آن قرار گرفتيد؟

به عنوان يک شهروند سبزواري، کوي گلستان را از بچگي مي شناسم اما اينکه مي خواهند کاري آنجا انجام بدهند ۶-۵ سال قبل اولين صحبت را با مهندس صدرزاده داشتم که فهميدم ظاهرا قرار است شهرداري کارهايي آنجا انجام دهد.

- صحبت شما با آقاي صدرزاده براي همکاري در طرح بود؟

صحبت هاي کلي بود و به من پيشنهاد طرح يا مشارکت در کار داده نشد.

- مهمترين مشکلات منطقه را چه مي دانيد؟

فرسودگي بافت فرسوده، مشکلات بهداشتي، مشکلات فرهنگي و اجتماعي و مسائل ايمني.
اين فرسودگي نه تنها کالبدي است بلکه به لحاظ اجتماعي هم مردم آنجا محروم مانده اند. اينکه به عنوان يک شهروند عادي در شهر با ديگران تعامل داشته باشند و ترقي کنند نبوده است. تراکم جمعيت نسبت به واحدهاي موجود بالا است يعني افراد زياد در مساحت کم ساکن هستند. خودشان هم به اين نتيجه رسيده اند که بايد آنجا تغيير کند. آقاي صدرزاده جلسات زيادي با آنها داشت و مردم آمادگي مشارکت را دارند. شبيه اين کار در محله نعمت آباد تهران توسط آقاي دکتر اديب زاده انجام شد که کاري شبيه اين را انجام دادند. يعني طرحي تهيه شده که با مشارکت مردم صورت گرفته است. آقاي اديب زاده مي گفت با مردم صحبت کرديم که مي خواهيم خانه ات را اين طوري طراحي کنيم، کلي ايراد گرفتند و گفتند اين طرف که شما ورودي گذاشته ايد موتور من کلي صدا مي کند و همسايه بغلي را بيدار مي کند بايد ورودي موتور آن طرف باشد. يعني کلي چيزهاي کوچک هست که ممکن است باعث مخالفت افراد شود. وقتي از نزديک با اهالي ارتباط باشد مي شود به جمع بندي و نتيجه رسيد. منظورم اين است اين طرح با مشارکت خود اهالي انجام شود. آقاي صدرزاده و گروه شان هم همين کارها را انجام دادند.

- از وضع اسفبار کوي گلستان که خبر داريد...؟

بله، من ۴ سال در سبزوار شهردار بودم. آن موقع هيچ وقت يادم نيست که اهالي آنجا به ما مراجعه کرده باشند که مثلا کوچه ما را آسفالت کن. در حالي که مردم از همه جا به شهرداري مي آيند و تقاضاي خدمات دارند.

- چرا در اين سالها به آنها توجهي نشده؟

شايد يک علت اين موضوع خود اهالي بودند که نيامدند و به فراموشي سپرده شده اند. شايد خودشان کمتر تعامل و مشارکت داشته اند.

- شما کي شهردار سبزوار بوديد؟
سال ۷۸ تا ۸۲ شهردار بودم.

- شايد آنها به سراغ ادارات نيامدند ولي چرا مسئولان به سراغ آنها نرفتند؟ مثلا شما يا ديگر شهرداران که از وضع آنجا خبر داشتيد چرا به فکر بازسازي آنجا نبوديد؟ اگر
ما الان سالانه در اين شهر کلي از اين بافت ها را توليد مي کنيم. چرا مسئولان شهري جلو حاشيه نشيني ها و بافت هاي فرسوده جديد را نمي گيرند. شما نگران اين هستيد. بياييد برويم بيرون شهر قدم بزنيم روزانه کلي از اين بافتها توليد مي شود.
به کوي توجه مي شد و به مرور ساخته مي شد اين طور نمي شد؟

آن زمان هم مطالعاتي انجام شد که چطور با آنها برخورد شود. اما مهمترين مساله اين است که نمي توانيد همين طوري آنجا وارد شويد. مثلا اگر آنجا آسفالت شود معضلي حل نشده و مشکل خيلي جدي تر است. خود شهرداري ديگر نمي تواند کاري انجام دهد. ما دو راه حل داريم: ۱- همه اهالي را از آنجا بيرون بريزيم و بگوييم همه اينجا را خريديم و شما ديگر اينجا حقي نداريد. شما هم پراکنده شويد و در اين طرف و آن طرف شهر به شما زمين مي دهيم، اقدامي که در چند جاي تهران هم شد. ۲- با آنها همکاري کرد. يعني بخش عمده عمران آنجا بستگي به خود اهالي دارد. بازسازي کوي، يک اقدام عملياتي تر و بزرگتري مي طلبد.

- چرا همين اقدام "عملياتي تر" و "بزرگتر" چند سال قبل نشده؟

اين کاري است که بايد چندين ارگان دست به دست هم بدهند تا انجام شود اما نشده است.

- با مسئولان که صحبت مي کنيم همه موافق هستند يا حداقل در حرف همه موافق اند ولي عملا هيچ اتفاقي آنجا نمي افتد؟

به نظرم الان بستر آماده است. بزرگترين پل يا درشت ترين دانه اين پازل خود اهالي هستند که ديد مثبت داشته باشند و فکر مي کنم اين نگاه مثبت وجود داد.

- آيا زمان مديريت خودتان در شهرداري کاري کرديد، يعني کاري عملي در آنجا انجام داديد؟

خير، کار عملياتي به اين شکل انجام نشد فقط مقداري کار مطالعاتي انجام شد. البته حضور ذهن ندارم شايد مثل بقيه کوچه هاي شهر در آنجا هم مثلا آسفالت شده باشد يعني کار خدمات معمولي که شهرداري به همه شهر ارائه مي کند حتما آنجا هم انجام شده باشد. اما بايد کاري بالاتر از اينها در آنجا انجام شود. مثلا در مشهد براي اين موارد شرکتي تاسيس شده به نام شرکت نوسازي منطقه شرق ايران. آنجا ديگر نمي گويند شهرداري مشهد شما برو اين بافت فرسوده را آباد کن. اين شرکت براي بازسازي بافت هاي فرسوده تاسيس شده و آقاي نوروزي که خودش شهردار مشهد بوده مدير عامل آن است. اين که بگوييم چرا شهرداري اين کار را نکرد درست نيست. چون شهرداري نمي تواند اين کار را بکند. شهرداري با کدام قانون مي تواند خانه مسکوني کسي را تصرف کند. وقتي خانه شما در کاربري مسکوني است شهرداري چطور مي تواند شما را از خانه تان بيرون کند که اينجا فرسوده است.

- با توجه به آشنايي شما با کوي گلستان، وضع آن را چطور ارزيابي مي کنيد و براي بازسازي آن چه نظري داريد؟

کوي بافت بشدت فرسوده اي دارد، در عين حال محله اي است که جمعيتي صنعتگر دارد. از طرف ديگر مشکلات اجتماعي زيادي هم دارند. چند سال قبل مدير عامل وقت سازمان نوسازي آقاي صدرزاده با من تماس گرفت چون من دکتراي معماري دارم مي خواست از من نظر بگيرد. گفت مي خواهند اينجا را کاملا تخريب کنند و بعد تصميم بگيرند که چه کار کنند. گفتم به نظرم اين کار خيلي غلط است. اينکه شما يک پيکره شهري را صاف کنيد و بعدا چيزي بسازيد درست نيست. به قول "الکسن" نظريه پرداز اصولا برخوردهاي درشتانه غلط است. يعني برخوردهايي که بخشي از شهررا تخريب کرده و چيزي جاي آن قرار دهيم. اين کار معمولا عوارض ناخواسته دارد که بعدا گريبان شهر را مي گيرد. ظاهرا توسعه فيزيکي داده ايم و خانه هاي ضد زلزله ساخته ايم اما عملا در مواجهه با خواست مردم و نيروهاي اجتماعي که وجود دارد تاثيرات منفي به بار مي آورد. جايگزين اين نوع برخورد، عمل ريزدانه است برخوردي که واقعا با مردم آنجا درگير شويم. يعني ريز به ريز مشکلات را با مردم در ميان بگذاريم و مساله را حل کنيم. خواسته مردم را بدانيم و بر اساس آن عمل کنيم. ايده آل هاي مان را و اين که در منطقه چه چيزي خوب است مشخص کنيم. اين ايده آلها ۲ بخش دارد يک بخش به صورت غير کالبدي است مانند ارتقاء کيفيت، ارتقاء ايمني ساختمانها، بهبود وضع بهداشتي و... بخشي هم از نوع ساختاري است که براي رسيدن به اينها چه اتفاق فيزيکي بايد بيفتد.

در عمل مي شود با مردم وارد مذاکره شد و خواست آنها را پرسيد و هر واحد را براي خودش طراحي کرد. حتي به آنها آزادي داد تا خودشان تصميم بگيرند. به نظر من اين برخورد بهتر جواب مي دهد. چون سابقه سکونت مردم در آن بافت خيلي طولاني و بيش از چند صد سال است. نمي شود يکباره کسي تصميم بگيرد و کار انجام شود. وقتي برخورد ريزدانه انجام شود کيفيت هاي متنوع و بالايي ايجاد مي شود يعني زيبايي و تنوعي که بايد بافت داشته باشد به همراه دارد. مانع از اين مي شود که يک بافت جامد و زشت و کسل کننده داشته باشيم. بيم اين را داريم که اگر برخورد اول انتخاب شود کار به ظاهر راحت است اما در عمل بسيار پرمعضل خواهد بود. برخورد دوم گام به گام است و بايد تيم تخصصي در محل مستقر شود که نه تنها تخصص در معماري و شهرسازي داشته باشد بلکه متخصص در علوم اجتماعي باشد. بايد به صورت علمي با مردم تعامل پيدا کند و اعتماد سازي کند. بايد مردم مشارکت واقعي در تصيم گيري ها داشته باشند تا به تدريج بافت اصلاح شود.

- مساله اين است که چند سال براي اين طرح زحمت کشيده شده و براي تصويب به استان رفته است اما حالا بعد از ۵-۶ سال مديريت جديد مي گويد طرح اشکال دارد. صرف نظر از درست يا غلط بودن هر کدام از طرح ها، بحث اين است که چرا موقع تهيه طرح همه اين نظرات مطرح نشده و گروه ها با هم همکاري نکرده اند. اگر اين اتفاق مي افتاد بهترين طرح تهيه و براي تصويب ارسال مي شد؟

موافقم،
زماني که خودم شهردار بودم کار عملياتي در آنجا انجام نشد فقط مقداري کار مطالعاتي انجام شد. البته حضور ذهن ندارم شايد مثل بقيه کوچه هاي شهر در آنجا هم مثلا آسفالت شده باشد يعني کار خدمات معمولي که شهرداري به همه شهر ارائه مي کند حتما آنجا هم انجام شده باشد.
اما من هيچ نقشي نداشتم. مدير آنجا يا تصميم گيرنده نبودم. من يک مشاور بودم که به خاطر دوستي با آقاي مهندس صدرزاده تلفني نظرم را گفتم. زماني من مسئوليت پيدا مي کنم که عهده دار کاري شده باشم. ولي اين درست است که ما وقت کشي مي کنيم. ولي اين هم درست است که اگر مسيري را اشتباه رفتيم برگرديم و گر نه ممکن است وقت بيشتري تلف شود يا حتي چيزهايي ديگري را هم از دست بدهيم که غير قابل برگشت است. مي شود در مورد طرح بازسازي کوي گلستان کارشناسي تر برخورد کرد. از افراد ديگر يا دانشگاهيان ديگر و کساني که تخصص بيشتري دارند هم پرسيد. بايد از بدنه علمي دانشگاهها استعلام شود چون ممکن است اگر خطا کنيم غير قابل جبران باشد. لازمه اش اين است که يک تيم قوي در محل مستقر شود و با مردم تعامل داشته باشند و قدم به قدم جلو بروند.

- موقع تهيه طرح با گروه مشاور هفت شهر آريا هم ارتباطي نداشتيد؟
خير، آنها را نمي شناسم.

- همان طرحي که گفتيد بايد حساب شده و گا م به گام باشد چرا مسئولان زودتر به اين فکر نيفتادند؟

الان من معضل جدي تري را مي گويم. اين بافت که وجود دارد هيچ، ما الان سالانه در اين شهر کلي از اين بافت ها را توليد مي کنيم. چرا مسئولان شهري جلو حاشيه نشيني ها و بافت هاي فرسوده جديد را نمي گيرند. شما نگران اين هستيد. بياييد برويم بيرون شهر قدم بزنيم روزانه کلي از اين بافتها توليد مي شود. در روزنامه خواندم به قول يکي از مسئولان که مي گفت اصلا بافت فرسوده قديمي را ولش کنيد جلو بافت فرسوده جديد را بگيريد. معضل يکي دو تا نيست. بافت توليد مي کنيم که در حريم رودخانه است و با يک سيل کوچک خراب است. بافتي توليد مي شود که ساعت ۱۲ شب ساخته شده و با ديوار ۱۰ سانتي گلي توليد شده و سقف حلبي دارد.

- آيا طرح شما الان تهيه شده، در چه مرحله اي است؟

من هيچ طرحي انجام ندادم فقط اظهار نظر کردم. هيچ طرحي به شهرداري ارائه نکردم .

- شما رئيس دانشکده معماري دانشگاه حکيم هستيد آيا دانشکده و دانشجويان با اين بافت ارتباط دارند؟

کم و بيش ارتباطي هست. من دانشجوي کارشناسي ارشد دارم که به او گفته ام به عنوان يک پروژه روي آن مطالعه کند در همين حد. ما با کسي قراردادي نداشتيم که طرحي ارائه کنيم. فقط در حد دادن نظر شخصي بوده که از من پرسيده اند.

- شما زمان آقاي مقصودي جزو هيات مديره سازمان نوسازي شهرداري بوديد آيا آن موقع طرحي تهيه شد؟ آن موقع با آقاي حسين دولت آبادي که رئيس سازمان نوسازي بود صحبت کرديم گفت با همين رويکرد شما طرحي در اصلاح طرح قبلي تهيه شده و به استان فرستاده شده تا تصويب شود؟

من نشنيده ام، فکر نمي کنم با رويکرد من طرحي تهيه شده باشد. طرح تهيه شده هما ن طرح قبلي است که کل منطقه تخريب و بازسازي شود شايد اصلاحاتي روي آن کرده باشند که من دقيقا خبر نداريم.

- شما جزو هيات مديره سازمان بوديد مگر در جريان طرحهاي آنجا نبوديد؟

چرا، ولي اين مورد در جلسه هيات مديره مطرح نشد. ما همان زمان تغيير و تحولاتي هم در سازمان داشتيم که آقاي دولت آبادي براي نامزدي انتخابات شوراها رفت و رئيس سازمان عوض شد.

- بالاخره سرنوشت طرح و اصلاحاتي که قرار بود بر اساس نظر شما روي طرح قبلي انجام شود چه شد؟

طرح من طوري نيست بتوان آنرا به مشهد فرستاد . اين يک ايده کلي است بقيه اش مي شود روي زمين کارکردن و گروهي را آنجا مستقر کردن.

- يعني صحبت هاي شما شفاهي بوده و اصلا کاري براي اصلاح طرح قبلي و رفع اشکالات آن انجام نشده است؟

اگر هم کاري کرده اند من دعوت نبوده ام دقيق خبر ندارم. البته جلساتي داشته ايم که در اين موارد هم صحبت شده ولي شما مي گوييد چيزي آماده شده، چه کسي آن را آماده کرده؟

- حتما خود سازمان؟

سازمان بدنه فني و مهندسي دارد مگر خود سازمان مي تواند اين کارها را انجام دهد. اين کاري نيست که سازمان بتواند به اين سرعت طرح را تهيه و فورا هم به مشهد بفرستد. اين به نظرم بعيد است.

- آقاي دولت آبادي گفت جلسه اي براي رفع اشکال طرح قبلي در سازمان برگزار شده است؟

ما نشستي داشتيم که شبيه حرفهاي من را صورت جلسه کردند و فرستاديم شايد منظورش اين بوده. حرفهايي شبيه حرف بنده صورت جلسه و فرستاده شد. ولي اين اسمش طرح نمي شود مي شود اظهار نظر کارفرما روي طرح قبلي.

- پس سرنوشت آن هم هنوز معلوم نيست؟

بله سرنوشتش معلوم نيست. اگر طرح به مشهد فرستاده شده يا پاسخي آمده باشد بايد از آقاي مدير عامل بپرسيد.

- اين دو طرح که به عنوان دو طرح هم عرض به مشهد مي رود آنجا بررسي مي شود بالاخره يکي از آنها نهايي مي شود؟

دو طرح نيست يک طرح است. شما طرحي را که براي کارفرما مي فرستيد کارفرما حق دارد روي طرح شما نظرش ر ا بگويد. ولي اينکه بر اساس نظر بنده يک طرح مدون علمي تهيه شده باشد اين کار نشده است و ما يک طرح بيشتر نداريم.

- منظور اين است اصلاحات و اشکالاتي که با رويکرد شما گرفته شده و فرستاده شده به استان، استان بايد روي اينها نظر بدهد که آيا طرح قبلي درست است يا اشکالات شما را وارد بداند؟

بله، استان بايد نظر بدهد. البته من نمي دانم چه ضرورتي دارد که استان براي شهر ديگر تصميم بگيرد چرا خود شهرستان تصميم نگيرد. مشکلات از همين جا شروع مي شود . در شهر به اندازه کافي کساني هستند که بتوانند روي اين مسائل تصميم گيري کنند. روال اداري آن را هم من دقيق نمي دانم.

- آن مساله ديگري است، به هر حال بر اساس روال کنوني طرح نهايي را کميسيون ماده ۵ استان بايد تصويب کند؟

بله، تا بايد تصويب نهايي توسط استان انجام شود تا
ما گير اين هستيم که مسئولان فقط مي خواهند کاري را انجام دهند. من خودم را به زمين و آسمان زدم که اين کار غلط است. ولي گفتند چون به مردم قول داده ايم بايد انجام شود. خوب برويد بگوييد اشتباه کرديم عذر مي خواهيم. ما با اين انجام دادن ها مردم را بيچاره مي کنيم.
اجرايي شود. بخشي از مشکلات هم گيرهاي قوانين است. مثلا جوري کار تصويب مي شود که بعدا با يک مخالفت کوچک کار قفل مي شود. مثل ماشيني است که اگر يک سيم آن را از وسط برداري کل ماشين خاموش مي شود. هيچ انعطافي يا هيچ راهي ندارد که مثلا سيم را جابه جا کنيم. ما با اين همه آدم قرار است کار کنيم. هر کسي نظر و خواسته اي دارد، سالها طرف در آنجا زندگي کرده خيلي بهتر مشکلات خودش را مي شناسد.

- مي خواهم نظر شما را بدانم، آيا مي شود هما ن طرح قبلي اجرا شود ولي موقع ساخت و ساز، مشخصات بافت و چيزهاي ديگر رعايت شود. يعني يک ساختمان جديد آنجا ساخته نشود بلکه با توجه به بافت کلي شهر ساخته شود؟

اگر بخواهد اين شکلي بازسازي شود بايد آن را قبل از آن که طرح قبلي به کميسيون ماده ۵ برود با مالکان بافت در ميان بگذاريم. ديدگاه من اين است که حداقل تغييرات را داشته باشد . هر چه دخل وتصرف کمتر نتيجه بهتر. با خود اهالي وضع موجود را اصلاح کنيم. آنها جمعيت صنعتگري هستند که ابزار چوبي درست مي کنند. در خيلي شهرها مدام مي گوييم صنايع دستي از بين رفته و تلاش مي کنيم آن را احيا کنيم. ولي در اين بافت هنوز کار دستي هست ولي مي خواهيم خراب کنيم.

- مردم و صنعت شان باشد اما بافت بازسازي شود؟

بودن آنها اقتضائاتي دارد. بايد به عنوان اولين قدم آنها را به حساب بياوريم. بايد صنايع دستي باقي بمانند يعني چيزي که در آنجا مثبت و خوب است باشند و تقويت شوند. کاري نکنيم که صنايع دستي را از دست بدهند. بازارچه اي درست کنيم که مردم کارهاي دستي آنها را ببينند. الان به طور معمول به لحاظ فرهنگي مردم خيلي وارد آن محله نمي شوند. شايد خود اهالي هم خيلي دوست ندارند چون به عنوان غريبه در کارشان سرک مي کشيم. اين عيب است و مي شود آن را اصلاح کرد. مي توان بازارچه اي ساخت که کارشان رونق يابد. اگر درست مديريت شود اين صنايع دستي مي تواند به عنوان يک پتانسيل براي شهر و به عنوان صنعت گردشگري شهر احيا شوند. اگر بد مديريت شود مثل ميکروبي مي شود که در سطح شهر پخش مي شود و معضلات ديگري خواهيم داشت. به قول يک نفر روي اين موضوع مثل نجار عمل کنيم يا مثل باغبان. بايد مثل باغبان عمل کنيم بايد ديد درختي که اينجاست چه آفتي دارد و چه سمي مي خواهد نه اينکه فوري با اره درخت را قطع کنيم.

- بحث ما اين است که چه نجارانه و چه باغبانانه بالاخره اين کار انجام شود؟

ما گير اين هستيم که مسئولين فقط مي خواهند کاري را انجام دهند. من خودم را به زمين و آسمان زدم که اين کار غلط است. ولي گفتند چون به مردم قول داده ايم بايد انجام شود. خوب برويد بگوييد اشتباه کرديم عذر مي خواهيم. ما با اين انجام دادن ها مردم را بيچاره مي کنيم. چون در دوره مسئوليتم بايد چند تا کار انجام دهم و يک بيلان کاري بدهم که مثلا محله گلستان را آباد کردم. براي همين کار غير کارشناسي انجام مي دهيم. اجازه دهيد کار نکنيم و مدتي فقط روي کار فکر کنيم. مطمئن شويم کاري که مي کنيم درست است در اين صورت اگر يک قدم برداريم ۱۰۰ قدم پشت سر ما برداشته مي شود.

- ما مي گويم به جاي ۱۰ سال ۲۰ سال فکر کنيم ولي بعد از ۲۰ سال بالاخره وارد عمل شويم و کاري بکنيم؟

شما بپرسيد در ۱۰ -۲۰ سال گذشته چقدر کار مطالعاتي در ست روي اين پروژه انجا م شده است. ما هنوز فکر نکرده ايم. يک مشاوري گرفته ايم مشاور هم عجولانه طرحي را ظرف ۳-۲ ماه انجام داده و بقيه اش خاک مي خورد. حالا دوباره مي گوييم اين معضل حل نشده است.

- چطور مي گوييد فکري نشده، طرح آن حداقل ۶-۷ سال است که در جريان است و کار شده است؟

مي خواهيم با بلدوزر کار را درست کنيم. فکر مداومي روي اين موضوع نيست، درست فکر کردن هم خودش کار است.

- بالاخره اين مطالعات و فکرها کي قرار است تمام شود و ما تا کي مي خواهيم فقط فکر کنيم؟ سي سال است که هيچ کاري نشده و وضع کوي گلستان به اين وخامت رسيده است، اصلا شما يا مسئولان به مردم بگويند تا فلان سال فقط مي خواهيم فکر کنيم و طرح بريزيم اما بعد از آن سال بايد آن طرح را عملي کنيم؟ مشکل اين جاست که هيچ کس جرات ندارد وارد کار شود و آن طرح را عملي کند؟ شايد هم نمي گذارند؟ طرح سه بار به استان رفته و رد شده تا کي مي خواهند بررسي کنند؟

حرف شما درست است، بايد اشکالات را بر طرف کنيم و طرح هر چه زودتر عملي شود.

- با اين شيوه مديريت ما و قوانين و بحث هاي اداري که هست ظاهرا حالا حالا طول مي کشد. در اين مدت فقط ۴- ۳ تا رئيس سازمان عوض شده است. ممکن است شما ۱۰- ۵ سال مطالعه کنيد و مدير بعدي که بيايد يا شوراي شهر يا شهردار جديد که بيايند بگويند من ۳ تا طرح قبلي را قبول ندارم بايد خودم طرح بدهم. همين طور کش پيدا مي کند مي شود ۴۰- ۳۰ سال بدون نتيجه؟

اين هم درست است. ممکن است يک مدير بگويد حق با سياوش پور است و ديگري بگويد نه . اينها مشکلات مديريتي ماست.

- چون خودتان هم مسئوليت داشتيد فارغ از اينکه هر طرحي بالاخره تصويب شود آيا عزم جدي در مسئولان هست که واقعا کاري انجام شود و کوي گلستان از اين وضع دربيايد؟

به نظرم شرايط بد نيست مي شود کاري کرد. شهردار فعلي به نظر آدم فعالي است ولي بدنه کارشناسي را نياز دارد که کنارش باشند. اگر طرح را هر چه زودتر به تصويب برسانند و قضيه را فيصله بدهد مي شود کاري کرد. اما به نظرم اين طرح تهيه شده در اجرا با بن بست مواجه مي شود. طرح تصويب مي شود ولي مي شود مثل بقيه طرحهاي تصويب شده اما اجرا نشده. از اينها زياد داريم.

- بالاخره بايد چکار کرد آيا باز هم بايد وقت کشي کنيم و کوي هم
چون در دوره مسئوليتم بايد چند تا کار انجام دهم و يک بيلان کاري بدهم که مثلا محله گلستان را آباد کردم. براي همين کار غير کارشناسي انجام مي دهيم. اجازه دهيد کار نکنيم و مدتي فقط روي کار فکر کنيم.
همين طور بماند؟


مسئولان شهري بايد به نتيجه برسند که کاري را انجا م دهند. اشکالات طرح را هم برطرف کرده و کار را شروع کنند.

- مساله اين است که اين عزم در آنها باشد که وقتي طرح به تصويب رسيد و ابلاغ شد آنرا انجام دهند؟

به هر حال به نظرم الان شرايط به نظر بد نيست. اي کاش مي شد نطفه کار را الان مي کاشتيم. دفتر فني را تجهيز مي کرديم. من رئيس دانشکده معماري و شهرسازي دانشگاه حکيم هستم مي توانم دانشجويان ارشدم را هدايت کنم که اين کار را انجام دهند و کرده ام ولي به تنهايي عقيم است. حتي دفتر فني در دانشکده داريم که به عنوان يک موجود مستقل از دانشگاه است و مي تواند قراردادهاي مستقل ببندد. کارگروهي از نخبگان و اهالي بافت گلستان درست کنيم که گام به گام طرح را جلو ببرد. تجربه اين کار را دارم با مردم بهتر کار جلو مي رود. اميدواريم هر چه زودتر به داد مردم کوي گلستان برسيم و مسئولان کاري بکنند.



 * پرونده ویژه کوی گلستان:

۱- "آقاي فرماندار دست گل تان درد نکند!" (گزارش راديو ايران درباره کوي گلستان/ سه شنبه ۲۱ آذر ۹۱)

۲- "با کوي گلستان درباره مسئولان محترم قضاوت کنيد" (شنبه۲۵ آذر ۹۱)

۳- "مبادا با حاشيه سازي ها اصل موضوع فراموش شود" (چهارشنبه ۲۹ آذر ۹۱)

۴- "در کوي گلستان چه مي گذرد؟" (گزارش ميداني از کوي/ شنبه ۲۸ بهمن ۹۱)

 ۵- "نان زحمت کشي خودمان را مي خوريم" (مصاحبه با حاج عباس جواندل پيرترين مرد کوي گلستان/ جمعه ۴ اسفند ۹۱)

۶- "خانه از پاي بست ويران است / خواجه در بند نقش ايوان است" (شنبه ۱۲ اسفند ۹۱)

۷- "عدم همکاري مسئولان و کمبود بودجه مهم ترين مشکل بازسازي و بهسازي کوي گلستان است" (نتايج تحقيق دکتر محمد اجزاء شکوهي استاد گروه جغرافياي دانشگاه فردوسي مشهد تنها پژوهش علمي درباره کوي گلستان/ شنبه ۱۹ اسفند ۹۱)

۸- "بيابان ها را آباد مي کنند اما براي کوي گلستان کاري نمي کنند!" (مصاحبه با حسن سيمايي نماينده مردم کوي گلستان/ شنبه ۲۶ اسفند ۹۱)

۹- "چرا به فکر چاره نجات ما نيستيد!" (نامه اهالي کوي گلستان به شوراي شهر و شهرداري زمان آقاي عيدي/ شنبه ۱۷ فروردين ۹۲)

۱۱- "آيا روحانيت وظيفه خود را در قبال کوي گلستان انجام داده است؟"(شنبه ۳۱ فروردين ۹۲)

۱۲- "بازسازي کوي گلستان را جدي تر پيگيري مي کنم" (مصاحبه با علي بروغني نماينده پيشين سبزوار/ شنبه ۷ ارديبهشت ۹۲)

۱۳- "شما هم سبزواري هستيد!" ( گفتگو با مهندس کاظم صدرزاده مدير عامل سازمان نوسازي شهرداري سبزوار؛ قسمت اول/ ۲۱ ارديبهشت ۹۲)

 ۱۴- "چرا سرمايه گذاران دولتي و خصوصي از کوي گلستان رفتند!" (ناگفته هاي مهندس صدرزاده از طرح بازسازي کوي گلستان؛ قسمت دوم/ شنبه ۲۸ ارديبهشت ۹۲)

۱۵- "زيبايي ظاهري شهر وقتي خوب است که مشکلات زيربنايي حل شده باشد" (ناگفته هاي مهندس صدرزاده از طرح هاي زيربنايي سبزوار؛ قسمت سوم/ يکشنبه ۵ خرداد ۹۲)

۱۶- "مسئولان شهري مي ترسند وارد کوي گلستان شوند!" (ناگفته هاي مهندس صدرزاده از به نتيجه نرسيدن طرح بازسازي کوي گلستان؛ قسمت چهارم و آخر/ شنبه۱۱ خرداد ۹۲)

 ۱۷- "چرا بسيج پياده روي به مشهد را فراموش نکرد اما کوي گلستان را فراموش کرد؟" (شنبه ۱ تير ۹۲)

۱۸- "کوي گلستان تلنگري براي بسيج و بسيجيان!/ بي اعتنايي خطرناکتر از کاري نکردن است" (چهارشنبه۱۲تير ۹۲)

۱۹- "کوي گلستان به روايت تصوير" (دوشنبه ۱۷ تير ۹۲)

 ۲۰- "در کوي گلستان بازنده اصلي مردم هستند" ( مصاحبه با محمود حيطه؛ عکاس سبزواري/ يکشنبه ۲۳ تير ۹۲)

۲۱- "دعا کنيد، ان شاء الله همه کمک کنند کاري کنيم" (مصاحبه با سيد قاسم حسيني زاده؛ رئيس شوراي شهر سبزوار/ شنبه ۵ مرداد ۹۲)

۲۲- "کوي گلستان يک فرصت است، از اين فرصت استفاده کنيم" (گفتگو با جلال تعصبي؛ نائب رئيس شوراي شهر؛ قسمت اول/ يکشنبه ۱۳ مرداد ۹۲)

۲۳- "مسئولان قبلي شعار زياد داده اند ما عملي وارد شده ايم/ براي سرمايه گذاران فرش قرمز پهن مي کنيم" (گفتگو با حسين مقصودي شهردار سابق سبزوار/ شنبه ۱۹مرداد ۹۲)

۲۴- "من سرمايه گذاري در کوي گلستان را تضمين مي کنم" (گفتگو با جلال تعصبي؛ قسمت دوم/ شنبه ۲۷ مهر ۹۲)

۲۵- "بايد اين ديواري که بين دو طرف کشيده شده بشکينم/ به مسئولان شهري هشدار مي دهم!/ مردم کوي با همه خواسته هاي مسئولان موافقند" ( گفتگو با حسين کارگري؛ قسمت اول/ دوشنبه۶ آبان۹۲)

۲۶- "طرح بازسازي کوي گلستان قطعا سودآور است/ اگر شهرداري بخواهد مي تواند/ بايد تا اتفاقي نيفتاده کاري بکنيم" (گفتگو با حسين کارگري؛ قسمت دوم/ شنبه ۲ آذر ۹۲)

۲۷- "آيا اين پس لرزه ها مسئولان شهري را بيدار خواهد کرد؟"/ (در حاشيه زلزله منطقه حکم آباد و حضور سبحاني و شعباني در مسابقات کشتي/ شنبه ۷ دي ۹۲)

۲۸-"مسئولان فرصت را غنيمت بدانند و بازسازي را شروع کنند/ الان هم بطور جدي پيگير ساماندهي کوي گلستان هستم"/ (گفتگو با رمضان علي سبحاني فر/ ۵ بهمن ۹۲)
 
۲۹- "مسئولان بايد بازسازي کوي گلستان را جدي تر دنبال کنند/ اگر اتفاقي بيفتد همه بايد پاسخگو باشيم" (گفتگو با محسني ثاني/ ۲۶ بهمن ۹۲)

۳۰- ۳۵ سال + ۱ سال ونيم گذشت؛ براي کوي گلستان چه کرديم؟/ پرونده کوي گلستان همچنان باز است!
Share/Save/Bookmark


۱۳۹۳-۰۴-۲۹ ۰۸:۵۸:۲۱
چه مصاحبه ای بود؟
این که شد همش ندیدم و نکردم و نتوانستم و نداشتم و .... (25558)
 
سبزواری2
۱۳۹۳-۰۴-۲۹ ۰۹:۰۱:۴۱
درود بر تمام کسانی که به یاد مردم هستند.
آی داد، ای هوار :)
اگه ممکن است گزارشی هم در مورد ساختمان 4طبقه که در این منطقه است تهیه کنید تا قدیمی ترین ساختمان مرتفع شهرستان بعنوان بافت فرسوده شناخته نشود، این مسئولین را از بی خبری در بیاورید.
این ساختمان در زمان ساختش از طرف شهردار وقت مورد تمجید قرار گرفته و به معمارانش هدیه داده شده. 4 طبقه جزء میراث سبزوار است. نشود که با بی توجه ای ما از بین برود.

بابت گزارش مفصلتون ...ممنون (25560)
 
علی
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۳-۰۴-۳۰ ۱۳:۵۱:۱۸
سلام
- جناب دکتر گفته: مسئولان به داد مردم کوی گلستان برسند.
این مسئولان کی اند؟ مسئولان که از آسمان نمی آینند، خود آقای سیاووش پور هم که یکی از مسئولان محترم است.
آقای سیاووش پور زمان عضو هیئت مدیره سازمان نوسازی شهرداری بود ، آن موقع که برای کوی گلستان نکرد امیدواریم حالا که رئیس کارگروه معماری و شهرسازی شهرداری است کاری بکند یا حداقل جدی پیگیری کند که شهردار و دیگر مسئولان کاری بکنند. (25587)
 
نصر
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۳-۰۵-۱۲ ۱۱:۱۷:۴۲
سلام
خداقوت به بچه های سلام سربدار و کلیه کسانی که استمرار این مطالبه را در این مسیر بر خود سهل و آسان دیده و مسیر را برای مطالبات بعدی هموار کرده اند.
برادرانم
ضمن ارج نهادن به این هم و همت عالی به نظر میرسد که این تذکرات کارکرد خود را از دست داده است.
برای اینکه خدای ناکرده این جرکت ابتر نماند و بتوانید آن را ادامه دهید پیشنهاد میدهم این حرکت را به رسانه هایی با ضریت نفوذ بییشتر متصل کنید. رسانه های سایبری نظیر رجا، فارس، تریبون و ایضا رسانه هایی نظیر 20:30، باشگاه خبرنگاران جوان، خبر 19، خبر استانی و ثریا ....
البته اگر برای این کار بتوانید یک مستند گزارشی تهیه کنید مانند آنچه یاسر عرب در بحث استان سیستان تهیه کرد کار خیلی تسریع میشود که در این باب ظرفیت های خوبی در شهرستان برای تهیه این گزارش وجود دارند
حتی میتوانید این را در قالب گزارشاتی به بیت آقای خامنه ای، ریاست جمهوری، وزارت کشور و ... برسانید
این تکمیل کننده جریان است.
ایدکم الله (25874)
 
۱۳۹۳-۰۵-۲۵ ۰۸:۴۴:۳۲
مسئله اينجاست كه بعضي از ما اين مردم را جزو خود نمي دانيم و مي خواهيم آنها را از محل سكونتشان بيرون كنيم .
آنچه مهم است تعامل مردم با كالبد شهري است .
در ضمن مطلب را طوري تهيه كرده ايد كه انگار آقاي دكتر از رفتن مقصودي ناراحت شده و استعفا كرده اند (26195)