کد مطلب: 13056
 
شهرداری که در حد و اندازه‌های سبزوار نیست!
علی نورآبادی
پنجشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۹۹ ساعت ۰۹:۵۶
 
دوره مسئولیت شهردار سبزوار، اندک اندک به ۵ سال نزدیک می شود. بدین ترتیب دوره مسئولیت او یکی از طولانی ترین دوره ها در شهرداری محسوب می شود. او در جلسه انتخابش ( در سال ۹۲ و تیر ۱۳۹۵) در شورای شهر، جزوه ای ۳۰۰ صفحه‌ای را از برنامه هایش ارائه داده بود. پنج سال، زمان مناسبی برای ارزيابي کارنامه و عملکرد هر مسئولی است. بنابراین زمان آن رسیده است که فارغ از همه حاشیه ها با نگاهی به این حدود ۵ سال، دوره مسئولیت کوشکی در شهرداری ارزیابی شود:

۱-کوشکی، شهردار نیابتی و حمایتی است؛ او به نیابت از برخی از صاحب نفوذان سابق شورای شهر و با حمایت برخی اعضای شورای شهر فعلی شهردار شد. همان صاحب نفوذانی که سه دوره و ۱۴ سال عضو و حتی رئیس شورای شهر بودند، بدون این که گزارشی به مردم و افکار عمومی بدهند که در این سه دوره چه کاری برای شهر کردند. کوشکی، مهره برخی از مسئولان سابق و فعلی و صاحب نفوذان پشت پرده است.کوشکی شهردار نیابتی است وگرنه او به هیچ وجه در حد و اندازه های شهرداری سبزوار نبود و نیست. کوشکی بعد از پنج سال مسئولیت، هنوز هم در حد و اندازه های شهر بزرگی مانند سبزوار با مسائل و مشکلات اساسي نیست. سبزوار برای دستیابی به جایگاه شایسته خود به شهرداری، جسور، خلاق، جهادی، چشم و دل سیر و با افق دید ملی نیاز دارد که کوشکی هیچ کدام از اینها را نداشته و ندارد.

۲- در خوشبینانه ترین حالت، باید گفت دوره پنج سال مسئولیت کوشکی، دوره "در جا زدن" و "روزمرگی محض" بود. البته که در این دوره در برخی حوزه ها پسرفت هم داشتیم. شاید بتوان گفت "چاله گیری" و "گلکاری میدانها" مهم ترین فعالیت شهرداری در دوره کوشکی بود. مقصود آن نیست که این کارها لازم و یا خوب نیست بلکه این اقدامات، کارهای روزمره و همیشگی همه شهرداری هاست و نیاز به گفتن ندارد. از چند دوره پیش، شعار اصلی شهرداران سبزوار، "نهضت آسفالت" بوده است و این نهضت همچنان ادامه دارد. آسفالت کردن کوچه ها و معابر از معمولی ترین کار های همه شهرداری هاست. بنابراین وقتی "نهضت آسفالت" اصلی ترین شعار شهرداری می شود یعنی آن که هیچ برنامه شاخص و هنر دیگری ندارد و فعالیت مهم دیگری انجام نخواهد شد. جالب تر این که این نهضت آسفالت در همه دوره ها تکرار می شود... آیا نهضت دیگری نیست که شهرداران آغاز کنند؟ و روشن است وقتی که دیگران، حرکت می کنند در جا زدن شما یعنی پسرفت و عقب ماندن. کوشکی اگر ۱۰ سال دیگر هم شهردار باشد کار خاصی برای سبزوار نخواهد کرد و آن ده سال هم به در جا زدن و روزمرگی سپری خواهد شد.

۳- در دوره مسئولیت ۵ ساله کوشکی هیچ کدام از مشکلات اساسی و طرح های زیربنایی سبزوار تا کنون به سرانجام نرسیده است. البته کوشکی بارها در سخنرانی ها و مصاحبه هایش از بزرگراه ابریشم و بازار امیریه اسم می برد اما همه می دانند که این طرح ها قبل از کوشکی آغاز شده بود وگرنه کوشکی کسی نبود که جرات و جسارت اجرای این طرح ها را داشته باشد. در واقع کوشکی در همه این پنج سال با طرح های دیگران پز داده است و می دهد. پز دادن با طرح های دیگران، هنر بی هنران است. اگر این طرحها قبل از کوشکی آغاز و بخشی از آنها انجام نشده بود او کسی نبود که آنها را اجرایی کند همان طور که طرح های دیگر را آغاز نکرد.

۴- گفته شد که در دوره مسئولیت کوشکی در برخی حوزه ها پسرفت داشتیم که نمونه بارز آن، حوزه ميراث فرهنگي و زيرساخت هاي گردشگری است. هر کس وضع مخروبه سرای معمارزاده را از نزدیک ببیند نیاز به توضیح بیشتر ندارد. سرای معمارزاده تا همین چند سال پیش فعال و پر رونق بود. این سرا در دوره دکتر طالبی خریداری شد و قرار بود بازسازی و احیا شود. اما در دوره مسئولیت کوشکی به مخروبه تبدیل شد. وقتی شهرداری بعد از چهار سال بی توجهی و کوتاهی برای حل مشکل حقوقی این سرا و بازسازی آن، قرارداد این سرا را فسخ کرد؛ مسئولان شهرداری چنان ذوق زده شدند که در پوست خود نمی گنجیدند انگار که با فسخ این قرارداد، فتح بزرگی کردند. فسخ قرارداد همان و مخروبه شدن این سرای ارزشمند همان. مخروبه شدن سرای معمارزاده، نماد کارنامه کوشکی در حوزه میراث فرهنگی و گردشگری است. از تخریب خانه های تاریخی و رها شدن کاروانسرای عربها، خانه استاد سبزواری و... دیگر چیزی نمی گوییم. پاک کردن صورت مسئله به جای حل آن و تخریب و ویرانی به جای بازسازی و احیا؛ خلاصه عملکرد کوشکی در حوزه گردشگری است. اگر شهرداری در این پنج سال، کار خاصی در زمینه میراث فرهنگی و گردشگری کرده بود مطمئنا بارها و بارها ان را در بوق و کرنا می کرد.

از وضع اسفبار کوی گلستان در مرکز شهر هم چیزی نگوییم بهتر است. با وضع اسفبار کوی گلستان می توان درباره عملکرد مسئولان شهری سبزوار در ۴۰ سال گذشته قضاوت کرد. ساماندهی و بازسازی کوی گلستان تنها یکی از برنامه های ارائه شده در آن جزوه ۳۰۰ صفحه ای جناب شهردار به شورای شهر بود. و حالا او بعد از گذشت ۵ سال از دوره مسئولیتش، در آخرین نشست خبری اش به راحتی گفت: "نقشه راهبردی برای بازسازی و ساماندهی کوی گلستان نداریم". آن جزوه ۳۰۰ صفحه ای طرحها و برنامه ها را با همین یک مثال می بندیم و می گذریم. چون احتمالا آن جزوه گم شده است و یا احیانا در کشوهای دفتر شهردار خاک می خورد.

آیا اعضای شورای شهر و شهردار آماری دارند که در پنج سال گذشته چند جلسه و چند ساعت از وقت شورا و شهرداری به مسائل حاشیه ای پوچ و بیهوده هدر رفته است؟ کاش انرژی و وقتی را که شورای شهر و شهرداری برای این گونه حاشیه سازی های پوچ هدر داده است به مسائل مردم و مشکلات شهری می پرداخت. اگر میزان وقتی را که شورای شهر و شهرداری برای حاشیه سازی ها بیهوده هدر داده است به همفکری و همکاری و پیگیری مسائلی مانند کوی گلستان در قلب شهر یا معضلاتی مثل مهاجران زابلی در حاشیه شهر می پرداخت، قطعا به جایی می رسید.

۵- جالب اینکه کوشکی و بویژه رسانه های منتسب به شهرداری و حامیان او بسیار اصرار دارند که او را "شهردار جهادی" بنامند. کوشکی چه فعالیت خاصی و چه اقدام شاخصی کرده است که لایق این افتخار و لقب باشد. مگر نه این که مهم ترین ویژگی شخص جهادی؛ پرکاری و درستکاری است. مجموعه شهرداری در این پنج سال، بیشتر از آن که فعالیت خاصي -به جز کارهاي روزمره اي که در همه ادارت جريان دارد- داشته باشد "فعال نمایی" کرده است. این "فعال نمایی" نیز بر عهده رسانه های شهرداری است. همان رسانه هایی که آسفالت چند کوچه و گلکاری چند میدان کوچک را که کارهای روزمره هر شهرداری است چنان در بوق و کرنا می کنند که انگار شق القمر کردند. رسانه های شهرداری هر روز سعی می کنند با پر کردن فضای مجازی، این اقدامات معمولی و روزمره را به ضرب و زور در چشم و گوش مردم فرو کنند. طنز ماجرا آنجاست کوشکی در طول پنج سال مسئولیت تنها یک نشست خبری، آن هم به خاطر پيگيري رسانه ها و فشار افکار عمومي برگزار کرده است اما رسانه هایش اینقدر در "فعال نمایی" فعالند. رسانه برای جناب شهردار تا جایی خوب است که به بزرگ نمایی اقدامات روزمره شهرداری بپردازد و یا در خدمت توجیه و توضیح حاشیه های شهردار و شهرداری باشد. نماد عملکرد جناب کوشکی در حوزه رسانه نیز تعطیلی نمایشگاه توانمندی های رسانه بود؛ نمایشگاهی که بچه های رسانه با خون دل راه اندازی و سه سال پیاپی برگزار کرده بودند. البته ناگفته نماند که رسانه یک فایده دیگر هم برای شهرداری دارد و آن استفاده ابزاری از آن در مناسبت های مذهبی و انقلابی است برای "انقلابی" نشان دادن شخص شهردار. عملکرد کوشکی در دیگر حوزه های فرهنگ و هنري - مانند گذر فرهنگ و هنر و غيره- هم قصه پر غصه دیگری است که بگذاریم و بگذریم و داغ ها را تازه نکنیم.

۶- در بهترین حالت، کوشکی را باید یک شهردار محافظه کار دانست؛ چون او جرات و جسارت هيچ کار زیربنایی و خلاقانه و بزرگ را ندارد و نمي خواهد که چنين طرح هايي انجام دهد. می دانیم مهم ترین ویژگی شخص محافظه کار، حفظ وضع موجود است و کوشکی در این پنج سال همه تلاشش این بوده است که وضع موجود را حفظ کند تا خودش حفظ شود.

۷- خیزش و جهش سبزوار برای رسیدن به جایگاه واقعی اش تازه آغاز شده است. سبزوار برای رسیدن به این جایگاه باید "پوست اندازی" کند. پوست اندازی به معنای آن نیست که چند نفر بروند و چند نفر دیگر بیایند بلکه پوست اندازی یعنی "خانه تکانی". خانه تکانی یعنی تغییر در تفکرات، افق نگاه ها، روحیات و نوع تعامل ها. خانه تکانی یعنی کنار نهادن تنگ نظری ها، حسادت ها و اختلاف ها. خانه تکانی یعنی شکستن پوسته سخت خودبینی ها و خودمحوری ها. خانه تکانی یعنی باز بینی و بازاندیشی در افکار، ذهنیات و روحیاتی که در طول سال ها متحجر و متصلب شده اند. خانه تکانی یعنی تعریفی تازه در روابط بین افراد و نهادها، همکاری ها و همفکری ها. پوست اندازی لازمه دوران گذار است. طبیعی است که پوست اندازی کمی درد هم دارد اما برای پیشرفت و رسیدن به دوران تازه باید این درد را تحمل کرد. البته روشن است که این خانه تکانی فقط شامل مسئولان و نهادهای رسمی و دولتی نمی شود بلکه همه ما از مسئولان گرفته تا تشکل ها و انجمن های مردمی و تا اشخاص حقیقی باید با خانه تکانی و پوست اندازی، نگاه و روحیات و شیوه کارمان را تغییر دهیم.

۸- سبزوار در حال تغییر نسل است؛ تغییر نسلی با تفکرات و روحیات کهنه با نسلی جوان، پر انگیزه، دلسوز و فهیم. جایگزینی مدیران کهنه با نسلی که در تصمیم گیری جسارت دارد و در عمل شجاع است. نسلی که افق نگاه شان در سطح ملی و جهانی است. نسلی که خلاقند و نوآور. نسلی که پرانگیزه و دلسوزند. تنها این نسل است که می تواند ظرفیت های بیشمار فرهنگی، علمی، اقتصادی، گردشگری و اجتماعی منطقه بزرگ سبزوار را فعال کند. هر چند پوست اندازی خیلی سخت و تلخ است اما چاره ای جز تحمل این سختی و تلخی نیست. پوست اندازی سخت است اما برای رشد و پیشرفت سبزوار و منطقه، لازم و ضروری است. در آستانه آغاز قرنی جدید قرار داریم و سبزوار تنها با میدان داری چنین نسلی از مدیران می تواند به جایگاه واقعی و شایسته اش دست یابد. منطقه سبزوار همواره در طول تاریخ، نقش پررنگ و موثری در تمدن علمی، فرهنگی و اقتصادی ایران و اسلام داشته است که در دوره معاصر هم سبزوار باید به چنین جایگاهی برسد و نقش تمدنی خود را ایفا کند.
Share/Save/Bookmark